X
تبلیغات
مسیح اقلید - خلاصه نویسی برنامه ی درسهائی ازقرآن حجة الاسلام قرائتی در مسیح اقلید
شخصی

 رمضان ،ماه قرآن                                                تاریخ پخش : 11/05/1390

1.        قرآن دریای لطف وکرم الهی:

      قرآن ،کتاب کریم است . «اِنَّهُ القُرانٌ کریم» کرم این نیست که به انسان پول بدهند بلکه کرم آن است که به انسان فکر،نور،هدایت ورشد ،دهد قرآن لایه های دارد، بطون دارد، از هرکلمه ی قرآن صدها چیز بیرون می آید ،که دست علم هنوز به خیلی از آنها نرسیده است .قرآن درسوره حج می فرماید: " آیه هائی درآسمان ماست که بشر از کنارش ردمی شود ولی خواب وغافل است ".

قرآن کتاب تازه ای است ودرهرزمان حرفی نودارد ولغو وضعفی درآن نیست. اهمیت ماه رمضان به نزول قرآن است نه به روزه گرفتن .

2.        مصونیت قرآن ازتحریف از تحریف:

     قرآن ،کتاب محفوظی است که نقطه ای از آن تغییر نکرده است .درقرآن آمده است : "نَحنُ نَزَّلنا الذِّکرَوَاِنِّا لَهُ لَحافِظون "درقرآن هیچ گونه تحریفی صورت نگرفته است.

3.        قرآن ،هدایت گری به سوی رشد :

       قرآن ،کتابی است که طرح والگومی دهد که انسان چه کارهائی بکند ،چگونه باشد ،چگونه بیاموزد ،واز که بیاموزد . قرآن فقط اطلاعات نمی دهد بلکه انسان رابه سوی رشد هدایت می کند .

4.        قرآن بیانگر حقایق ومعارف الهی :

      قرآن ،کتابی است که درآن ،جغرافیا ،تاریخ ،توسل ،توحیدو...است . وهابی ها می گویند: "شیعیان که می گویند یاحسین ! یاعلی !مشرک هستند|"اماقرآن جواب این اشتباه رااینطور می دهدکه همه کارها بااراده خدا اما به وسیله ابزارانجام می گیرد وامام حسین «ع» وامام علی «ع» واسطه ای هستند برای تقرب به سوی خدا .

5.        جاذبه ودافعه درقرآن:

قرآن ،هم جاذبه داردوهم دافعه دارد.قرآن انسان رااز بسیاری ازکارهامنع وبه بسیاری ازکارهادعوت کرده است. درقرآن هم کلمه زندان وهم کلمه کیفرآمده است .بیست وهشت رقم کیفردرقرآن می باشد .بطوری که انجام این کارهامختص عده ای خاص نیست .بلکه همه جوامع بشری راشامل می شود .

6.        شفاعت یاشکایت قرآن درقیامت:

سه چیز در روز قیامت از انسان شکایت می کند : 1- مسجدی که همسایه هایش درآن نمازنخوانند2- قرآنی که تلاوت نشود 3- عالِم ربانی که به اومراجعه نشود. این سه چیز هم شکایت می کند هم شفاعت می کند .کسی که نمازراسبک بشمارد،شفاعت شامل حالش نمی شود، بعضی از افرادبه بعضی ازآیه هاایمان دارند.مثلاًبی حجاب است ،موهایش ،بیرون است ،روزه هم می گیرد. قرآن راجع به  اینها می گوید : "نُومِن بِبَعض وَنَکفُرُبِبَعض"نساء "

      انسان اگرخاشع باشدانجام این کارها:مثل روزه گرفتن ،نماز خواندن ،رعایت حجاب کارسختی نیست . دربرابراین همه نعمتی که خداوند به ماداده است،انجام این کارها بسیار ناچیز است .همه مذهبی ها عاقل هستند. وآنها ئی که مقابل حکم خدامی ایستنداگرفکرکنند که می فهمند،  اشتباه کرده اند. ماباید همه کارهائی که خداوند از ماخواسته انجام دهیم ؛مثل نماز ،روزه ،عبادت و...انجام این کارها وقتی راازماتلف نمی کند ،ضرری هم نکرده ایم ولی درعوض درروز قیامت بامشکلی روبرو نخواهیم شد.

7.        تبعیض درایمان به آیاتِ قرآن :

      نباید به بعضی از آیه های قرآن ایمان داشته وعمل کنیم وبه بعضی آیه هایش ایمان نیاوریم وعمل نکنیم،مثل جدائی اهلبیت از قرآن ،نمی شود عده ای بگویند : "کتاب الله"وعده ای بگویند: "وعِترتی" سوزن و نخ نباید ازهم جداباشند.اهل بیت، قرآن مجسم هستند .اصل ،کتاب الله وعترتش است . قران هرکلمه اش وهرحرفش یک نکته دارد.آمارقرآن ،قالب قرآن ،وجود کلمات درکنارهم ،همه یک رازی دارند. گاهی یک کلمه یایک جمله ی قرآن جندین نکته دارد .

8.        سهم قرآن درشب قدر:

     ماه رمضان باید نهضتی باشد. برای تدبروعمل درقرآن واتصال قرآن به اهل بیت «ع» باشد .درشبهای قدرعلاوه برتلاوت قرآن ،سخنرانی وعبادت ؛باید مقداری از قرآن تفسیرشود تانسبت به قرآن بی مهری نشود .

 

 

 جایگاه سوال درقرآن وروایات                           تاریخ پخش     12/05/1390

      سوالهائی که برای هرشخص پیش می آید می تواند راجع به خداوند،عدل خداوند،امامت ،نبوت ،معاد،وعبادت باشد.

1-       انگیزه های مختلف درطرح سوال :

      برای اینکه بدانیم وبفهمیم ،پرسیدن لازم است .گاهی پرسیدن برای توبیخ ،تخریب ،استیضاح،است .گاهی سوال می کنیم تاشنونده حرف ماراگوش بدهد ،گاهی برای نهی از منکراست ،گاهی برای تبلیغ است، گاهی برای اطمینان وامتحان است .گاهی برای تفره رفتن است ،گاهی برای فراراز مسولیت است ،گاهی برای ایجاد فته واشکال تراشی است.

2-       ایجادسوال وشبهه درعقاید دینی:

      گاهی انسان برای اینکه راه رابرای خلاف کردن بازکند سوال می کند،گاهی سوالهابرای کشف عیب وبه بن بست کشیدن وایجاد سوء ظن درعقاید دینی است . درسوال وجواب باید سعی کنیم که باادب سوال کنیم ،دروقت مناسب سوال کنیم ،از پرسیدن خجالت نکشیم ،سوالات باید برای فهمیدن باشد، برای بهانه گیری نباشد، اگربرای بهانه گیری باشد این شخص جاهل است واگربرای فهمیدن باشد چنین شخصی عالم است .

3-       سوال از امور لازم ومورد نیاز :

     سوال باید یاواجب باشد یامستحب باشد یا نیاز فردوجامعه باشد .دلیل نداردماهرچیزی رابدانیم .

4-       دوری از تجسس درزندگی مردم :

      وارسی وتحقیق های بی خود ،سوالهای بی خود اززندگی مردم اشتباهی بزرگ است .خیلی چیزهارااگرمابدانیم بد است واگرندانیم بهتراست. هرچه که برای فردیاجامعه یادنیایاآخرت مفید باشد می توان سوال کرد.

5-       دوری ازطرح سوالات نابجا:

پرسیدن بعضی از سوالات باعث مأیوس شدن یامغرورشدن فردمی شود ویاپرسیدنش هیچ اثری ندارد .پس لزومی ندارد انسان دربعضی موارد پرسش کند .باید هدف راگم نکنیم وبرای رسیدن به هدف تلاش کنیم .

 

 

6-       ازچه کسانی بپرسیم؟

      باید از کسانی بپرسیم که باتقوی ومتذکر باشند .حتی ازهر عالمی نمی توان پرسید .بعضی از علما حق راکتمان می کنند .باید از عالم قرآنی پرسید که متذکرباشد .یعنی درس راخوانده وفراموش نکرده باشد وعلمش درذهنش باشد . اهل دین وتقوی باشد. باید از قرآن وروایات واحادیث معتبر ،پیغمبرومراجع تقلید که عمری گناه نکرده اند وعمری قرآن وحدیث بوده اند بپرسیم .

7-       قرآن پاسخگوی سوالات ما

      همه ملاکها درقرآن آمده است. هرمشکلی برای فردوجامعه اش پیش آید ،یاعین آن یااصولش درقرآن آمده است. قرآن می گوید: به کسی رأی دهید که باتقوی ،باسواد مجاهد ،شجاع واهل هجرت باشد.

چگونه باید به سوالات جواب داد؟شتاب زده جواب ندهیم. سوال کننده راتشویق کنیم. نظم رامراعات کنیم. باآمادگی جواب دهیم.

8-       قرآن وروایات ،نه خواب وخیالات

      انسان نبایدازطرق خواب ورویا به مسائل دینی خود استنادنماید ،مواردِ دینی که ازخواب مستندمی شودارزش ندارد .فقط خواب اولیاء خداارزش دارد. به خوابها نباید توجه کرد. باید تکیه گاه محکمی مثل متن قرآن وروایات معتبر رامدنظرقراردهیم. وازمنابع سالم، دین خود رابگیریم نه از خواب وخیالات. اگربخواهم هیچ موجی ماراتکان ندهد باید به کتاب خداواهل بیت تکیه کنیم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهداف وبرنامه های شیطان                                    تاریخ پخش : 13/05/1390

1-حکمت آفرینش شیطان:

     شیطان راخداوند شیطان نیافرید،شیطان شش هزارسال به همراه ملائکه عبادت کرد .شیطان بالجبازی واراده خودش شیطان شدوبه جای عذرخواهی پروگری کرد.خداوندهمه چیزراخوب وسالم آفریده است این خود اشخاص اند که خراب می کنند. چراخداشیطان راآفرید؟: -حکمت آفرینش - قدرت انتخاب بشرباوجودخیروشرّ.  شیطان یعنی وجود شرّ ،موجودی که صاحب شرّاست هرجاکه شرّی وجودداشته باشدشیطان   همانجا است. ابلیس باشیطان فرق می کند. شیطان همان است که خیلی گردن کلفتی کرد.وچهارمرتبه درقرآن گفته ابلیس دشمن توست .

2- شیطان وسوسه می کند نه اجبار:

       شیطان قدرت ِاختیاروانتخاب رااز انسان نمی گیرد،شیطان مارامجبورنمی کند.دعوت به خلاف می کند. هرکس به  طور فطری خوب وبدراتشخیص می دهد. انبیاءوابلیس از بیرون دعوت می کنند ونفس وعقل هم از درون دعوت می کنند،نفس وشیطان به بدی وعقل وانبیاءبه خوبی دعوت می کنند.  

3- شیطان وسوسه می کند،نه اجبار:

      شیطان، دشمن قسم خورده انسان شیطان دوموردقسم یادنموده است : یکی "بِعِزَّتِکَ" یعنی بعزت تو همه راگمراه می کنم !مگر"اهل الله " که بندگان خوب خداهستند.وحریفشان نمی شوم . تهاجم شیطان همه جانبه است. شیطان تشکیلات اجتماعی ،سیاسی ،نظامی،دارد. شیطان قبیله دارد. وسراغ همه می رود. حتی سراغ انبیاءهم می رود.ولی نمی تواند نفوذنماید .

4- نقش شیطان درایجاد کینه ودشمنی:

       هدف شیطان این است که انسان هدایت نشود واورابه گناه ،عقاید خرافی وکینه توزی سوق دهد .قلبهای بدون کینه شسته می شود .شیطان اراده اش این است که بین انسانها کینه باشد. ولی انسانها باید بداندبیش از سه روزنباید باهم قهرباشند.

 

5- ترویج افطاریهای ساده وآسان:

      افطاری دادن خیلی ثواب دارد،منتهی افطاری که تجملاتی نباشد وچند نوع غذاوسوپ.......درسفره نباشد.کسانی که سعی می کنند کاری کنند که تک باشند ومثل بقیه نباشند اهل بهشت نمی شوند.

6- زینت دادن کارهای زشت:

       تزئین وزینت دادن کارهای زشت یکی از شیوه های کار شیطان است. به طوری که آدم خودش هم راخودش گول می زند.راههای نفوذ شیطان: تزئین - به اسم هدیه رشوه دادن - بنام آبروداری ولخرجی کردن - تخریب بنام آزادی بیان، این گناهان باکلمه ای زیبا زینت داده شده اند.

7-    دعوت برمبناء موعظه واستدلال:

       به اسم شعاعرمذهبی نمی شود هرکاری راانجام داد .اگرمی خواهید مردم راجذب کنید. باید باحکمت وحرف منطقی وعقلانی وباموعظه ویا گفتگوویااستدلال باشد .نه باکارهای خلاف شرع .باتقوائی این نیست که باجامعه ومردم جداشوی وعزلت وگوشه نشینی اختیارکنی !دین اسلام دین گوشه نشینی نیست .نباید بااین گونه ژستها کار غلط خود راتوجیه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

راههای نفوذشیطان (1)                                         تاریخ پخش :15/05/1390

1-       زیباسازی بدیها :

     شیطان بدیهارازیباجلوه  می دهد .بی حجابی راطوری جلوه می دهد که فکر می کنندتمدن وروشنفکری است .

2-       ایستادگی دربرابرانحرافات اینکه دیگران این راه رارفته اند:

     مانیز همان راه   رابرویم صحیح نیست. ماسه مدل جوان داریم : 1- جوانی که مثل آب شل است ،وبه شکل هرظرفی درمی آید واز خود هیچ گونه اراده ای ندارد. 2- جوانی که دارای فکر وهویت ومستقل می باشد،هرکاری که دیگران انجام دادند او انجام نمی دهد.3- جوانی که نه تنها راه خلاف نمی رود بلکه سعی می کند خلافکاران رانیز به براه خودش بیاورد.گاهی اوقات شیطان آدم رابه آرزوها می کشاند واین آرزوها کاراورا عقب می اندازد.

3-       وعده های دروغ وامید بستن به رحمت خدا:

     گاهی وعده های دروغ قلابهای شیطان می شوند،گاهی اوقات به اینکه خداوند ارحم الرحمین است مغرورمی شود وبه خلافکاری وادارش می کند .شیطان به او می گوید مگرپیرشده ای که توبه می کنی. هنوز فرصت داری!گاهی وقتها یک چیزی راجابجامی کنیم. مثلا،اگرکسی نماز نخواندبه فقراکمک کند ویازکات ندهد هیچکدام کاردیگری راانجام نمی دهد،هرچیزی جای خودش است وبه جای نماز نمی شود به فقراکمک کرد.

4-       مقایسه نابجادرانجام گناهان:

      گاهی شیطان از راه مقایسه انسان راگول می    زند.دیگران که از مابدتراندوخلاف بیشترمی کنند .گناه چه کوچک باشد وچه بزرگ گناه است. گاهی شیطان از راه آینده نگری انسان رافریب می دهد .

 

 

5-       آبروریزی به اسم اطلاع رسانی:

     گاهی وقت ها به اسم دین وبه  اسم شفاف سازی واطلاع رسانی افشاگری وابروریزی می کنیم. به اسم ازدواج به دوستی های قبل از ازدواج که حرام است رو می آوریم. به اسم دلسوزی غیبت می کنیم .وبه خیال مردم داری جلو حق رامی گیریم .

6-       خطرشیطان انسان نما ودوستان بد:

      مهمترین خطرها رفیق بداست. رفیق بد بقدری خطرناک است که می گوئیم خدایامارااز آدمهای بدنجات بده ،اسم آخرین سوره قرآن ناس وآخرین کلمه قرآن نیز ناس است که آن مردمی خطرناک اند. البته ناسهائی که شیطانی می کنند .قرآن می گوید آدمی که رفیق بد دارد دوتادستانش راروی هم میگذاردودوتاراباهم گاز می گیرد کسانی به ماعلاقه دارند که به مافکرروحی بدهند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

راههای نفوذشیطان (2)                                         تاریخ پخش : 16/05/1390

1-       شیوه نفوذ شیطان گام به گام: ،

      شیطان برای به دام انداختن انسان کم کم وگام به گام می شود. گام اول پرتاب. گام دوم تماس. گام سوم ورود. وگام چهارم ان جا قرارگاهش می شود.گام پنجم حزب شیطان می شود. گام ششم شیطان براومسلط می شود .وگام هفتم اصلاًخودش شیطان می شود .

2-       سوء ظن ،زمینه تجسس وغیبت:

      خیلی از گناهان نتیجه سوءظن است. بعد از سوء ظن تجسس است وسپس باعث غیبت می شود . انسان باید سعی نماید از کسی سوء ظن نبرد .اگربردآن رادنبال نکند. یعنی تجسس نکند. اگرسوء ظن برد وتجسس نیز نمود زبان راحفظ وکنترل کند که غیبت نکند. لقمه حرام نیز باعث گناه می شود .کم فروشی ضمینه خوردن لقمه حرام می شود. بعداز این شخص فاسق می شود وبعد زیرهمه چیزمی زند وکم فروشی می کند وشیطان درونش نفوذ می کند .

3-       تشبیه گامهای شیطان به تخم گذاری درروح انسان:.

      شیطان مستقیماًوفی البداهه وارد نمی شود ،شیطان اول درون انسان تخم گذاری می کند ،بعد تخمها سرباز می کنند وجوجه می شوند رشد می کند بعد دیگرکاربجائی می رسد که نگاه هایش ووجودش شیطانی می شود .

4-       تسویف وتأخیردرکارخیر:

      تسویف به معنای آینده است. انسان نباید کارنیک ،توبه کردن ،تصفیه حساب کردن و...راعقب باندازد، شاید عمرانسان کوتاه باشد وفرصت از دست برود. چراکه انسان خبر از مرگ خود ندارد.ومرگ ناگهانی فرامی رسد. 

5-       تعجیل درکارخیر،سفارش پیشوایان دین:

      درانجام کارخیرباید عجله کرد.همه جاعجله کارشیطان نیست .این یک فرهنگ غلط است . ازجاهائی که بایدعجله نمود توبه کردن ونماز اول وقت خواندن است .

6-       تطمیع ،نقشه شیطان برای فریب انسان:

      یکی از راه های نفوذشیطان تطمیع است. انسان بخاطرطمع گول شیطان رامی خوردوموقعیتهای خوب رااز دست می دهد.جدال اسرافکاری ،ولخرجی از راههای نفوذشیطان هستند.اگرانسان ایمان وتقوی داشته باشد رزق وروزی اش زیاد می شود .

7-       فسادوفحشاابزارکارشیطان :

      قماروشراب ،سخن چینی ربا،قمارباعث می شود که مهرومحبت وعلاقه از بین برود 2-فساد وفحشااز ابزارکارشیطان است 3- موسیقی وآهنگی که شخص راتحریک کند حرام وازابزارکارشیطان است. ضررموسیقی روی مغز واعصاب است. انسان راتخدیر می کند واز هدف بازمی دارد .4- لقمه حرام یکی دیگراز گامهای شیطان است.

8-نگاه گناه نیز تیری از کمان شیطان:

      یکی از ابزارهای کارشیطان نگاه است،نگاه تیرشیطان است.برهنگی،قمار،شراب،ربا،آهنگهای مخدِّر،لقمه ی حرام، نیز از ابزارکارشیطان است. راههای خنثی کردن ابزارکارشیطان است ،انسان باید خودش رابه خدابسپارد تاخدا اورا ازشرّشیطان حفظ کند. اگرکسی ایمان داشته باشد، ایمان اورابیمه می کند. وشیطان حریفش نمی شود . اگرانسان ایمان ،دعا ،بصیرت ،وفکر داشته باشد گول شیطان نمی خورد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرسش وپاسخهائی درباره خداوند                              تاریخ پخش:17/05/1390

1-       نگاه درست به هستی وانسان:

       اگرانسان به هستی ومسائل موجود درآن درست ومنطقی نگاه کندمشکلات حل وبرطرف می شود.باید ببینم که هدف اصلی چیست؟تابرای ماتوجیه شود.

2-       تضادهاوتفاوتها ،بستررشدانسان:

       خداوند مارابرای رشد آفریده است. دررشد باید حوادث تلخ باشد تا مارشدکنیم .دنیاجای رشد است. برای رشدکردن بایدتضاد باشد.چون گاهی یک هدف لابه لای تضادها پیدامی شود. تضاد رمزتکامل است. خداشیطان راآفرید ،پیغمبرراهم آفرید.پیغمبردعوت به حق می کند. شیطان دعوت به باطل می کند. بین دودعوت تضاداست .انتخاب می کنیم ورشد می کنیم. بین انبیاء وشیطان ،نفس وعقلی ،تلخی وشیرینی تضاد وجود دارد. هدف از این تضادها رشد است .رشد مالابلای تضادها وسختی ها نهفته است .رزق همه از حلال اندازه گیری شده است .کسانی که به حرام روی آورند از حلال اوکم می کند.

3-       رازق بودن خدابه چه معنی است :

      این سوال پیش می آید که اگرخدارزّاق است پس چرااین همه گرسنه وجود دارد؟خداوندهمه امکانات مثل آب باد خاک ،ماه وخورشید ونعمتهای فراوان دیگر راکه نمی توان آنها راشمرد درخدمت انسان گذاشته است . این انسان است که بامدیریت صحیح از امکانات استفاده می کند . اگراستفاده نکند به خودش ستم کرده ،خدارازق است به این معنی نیست که لقمه رادردهان می گذارد ،معنایش این است که از ابزار رزقی که دراختیار دارد استفاده کند ورزق وروزی خود رابدست آورد .

4-       ناگواریها،تلخی هاوسختی ها عامل رشد انسان:

      کمبودها،تلخی هاوناگواریها برای چیست ؟ اینها گاهی جنبه تربیتی دارد،گاه جنبه کیفری دارد،گاه جنبه آزمایشی دارد،گاهی تلخی ها مارابه یاد مرگ می اندازد وگاهی جنبه ترمزی وگاهی جنبه گاز دارد ،گاهی حوادث انسان رااز غفلت بیرون می آورد واینها همه باعث رشدوبالندگی انسان می شود .

5-       رفتار نادرست بشر ،عامل بسیاری از ناگواریها :

رفتارنادرست خود مااست که بدبختی هارابرای خودمابوجود می آورد .هرگز ناگواریها از طرف خدانیست آنچه که از طرف خداوند به بندگان می رسد خیر ونیکی است .

6-       وعده خداونددرمورد یاری مومنان:

      خداوندمی فرماید متقین خوش عاقبت اند ،حالا این سوال پیش می آید که چراگاهی اوقات متقین شکست می خورند؟خداوند صادقانه به وعده هایش عمل می کند .شکست دست خودمان است، اگربه وظیفه مان خوب عمل نکنیم شکست می خوریم واگر به وظیفه خود عمل کنیم پیروز می شویم . وبعد از سالها ازمایادمی شود.

7-       چراخداوندبه فقیران روزی نمی دهد؟

      خداوند عده ای رافقیر وعده ای راغنی آفریده است ،تاجایگاه سخاوتمند،زاهد ،قانع ،صبور،نوع دوست ،عشق ومحبت ،ایثاروتوکل مشخص شود وافراد شناخته وامتحان شوند،اگرهمه مردم یکطور داشته باشند آنوقت رشد وبالندگی وجود ندارند،وتمامی فضائل از بین می رود. کمالات انسان درکمبودها پیدامی شود وهرکس کمال نداشت ،دنبالش می رود وبه کمال می رسد ،وازآنکه دارد یادمی گیرد.

8-       نعمتهامسولیت آفرین است :

      چراخداوندبه بعضی ها چیزهای خاص می دهد؟اولاً،مگرماطلبکارخداهستیم. خداصلاح دانسته وبه اوداده است. ثانیاً،آنکسی که کمتر دارد مسولیتش کم تراست. گاهی تفاوتهاحکیمانه است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برکت (1)                                                            تاریخ پخش:18/05/1390

1-    حضرت ابوطالب ،وجودبابرکت :

       درمقابل برکت ،هدردادن است ،چیزی که هدرمی رودبرکت نداردوهرچه که برکت دارد بخوبی از آن استفاده می شود. هرچیززیادی برکت نیست. زیادارزشی برکت است .حضرت ابوطالب یکی از وجودهای بابرکتی است که مورد غفلت قرارگرفته است ،ابوطالب پدرحضرت علی است که خود ،پدریازده امام معصوم است. یک پسردیگراوجعفرطیاراست ،که بنیانگذاراسلام درآفریقابود ودرجبهه مثل حضرت ابوالفضل (ع) دودستش قطع شد. یکی از پسرهایش نیز عقیل بودکه خودش پسرهائی مثل : حضرت مسلم ودوطفلان مسلم داشت. یکی از شاگردانش امام خمینی «ره» بنیان گذارانقلاب  اسلامی ایران است.  اینها همه ازبرکت حضرت ابوطالب است.

2-    مال زیاد نشانه برکت نیست :

      مال زیاد ارزش ندارد. چون قرآن می فرماید: "مااَغنی مالُهُ وَماکَسب"وجودحضرت عیسی مبارک بود.ودربین پیغمبرهایک برکت خاصی داشت. حضرت عیسی«ع» هنوزهم زنده است وپشت سرامام زمان «ع» نماز می خواند درقرآن 23بارکلمه زکات و23بارکلمه برکت آمده است این یعنی هرکس زکات بدهد مالش بابرکت می شود واگرندهدمالش تلف می شود. برکت شامل ،درخت ،زمین ،کتاب،باران ،...می شود .خداراجع به مومنین پولدارمی فرماید: "لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکات "« اعراف /44» راجع به غیرمومنین پولدارمی فرمایند: "فَتَحناعَلیهِم اَبوابَ کُلِّ شَیٍ" یعنی به مومن پولی که می دهیم برکت دارد،اماپول غیرمومن برکت ندارد وخیری ازپول واموالش نمی بیند.

3-    دوری از اسراف ،ضمینه برکت:برای اینکه کارهایمان بابرکت باشد باید از اسراف و ولخرجی دوری کرد.

4-    حق الناس عامل رفع برکت :

      خوردن مال مردم، برکت  را از زندگی می گیرد،تواضع نسبت به افراد پولدار،زورگو،مسوولین ،بله قرباگو،تملق گو،قسم خوردن ،گناه کردن ،باعث می شود برکت از عمر انسان گرفته شود. خداوند اورا خوارمی کند ،بااوقهرمی کند. زندگیش رابه اینها وابسته می کند. برکت از عمرش می گیرد. براو غضب می کند. واز پولش خیری نمی بیند.

5-    معلمی بابرکت ترین شغلها است :

     آموزش وتدریس شغل بابرکتی است ،اگرکسی راه خیری راپیداکندکه درطول تاریخ مردم از آن استفاده کنند،هم برای شخص وهم برای موسس آن ثواب زیادی نوشته می شود .

6-    تحصیل برای رشد وکمال نه اخذمدرک :

     افراد باید برای رشد ورسیدن به کمالات تحصیل کنند ،نه کسب مدرک، علم ودانش بهترین سرمایه است. مدرک چیزی نیست، مثل شناسنامه است ،مورد نیاز است اما سرمایه نیست .

7-    دعابرای خیروبرکت درازدواج :

برای عروس ودامادها ،دعای خیرکنید که نسبت به هم وفادارباشند وازدواجشان خیر وبرکت داشته باشد .

8-    برکت ،عامل توسعه درعمر:

     طول عمر مهم نیست ،عرض عمر مهم است ،ممکن است کسی عمر درازی بکند اما به درد مردم نخورد. یاکسی یک کارلحظه ای بکند ودر طول تاریخ اثربگذارد،سه چیز باعث می شود نماز قبول شود : 1- حضور قلب درنماز 2- خواندن نافله ونمازهای مستحبی 3- سجده برروی مهر کربلا .از وجودهای بابرکت ماه رمضان وشب قدرغافل نشویم. شب قدراز هزارشب بهتر است .هرکارخیری می خواهید انجام دهید دراین شب انجام دهید تاهزاربرابرشود .از دنیااستفاده کنیم اما برای دنیا کارنکنیم .مامی توانیم تمام وجودمان بابرکت باشد .

 

 

 

برکت (2)                                                                   تاریخ پخش:19/05/1390

1-       خداوند ،سرچشمه برکت :

      سرچشمه همه برکتها ذات خداوند است ،خداوند دراین زمینه  می فرماید : "فَتَبارَکَ اللهُ اَحسُن ُالخالِقین "یعنی همه برکتها بااراده اومبارک می شود ،اگربخواهیم کارمان مبارک باشد بایدآن کارخدائی شود . قدیمی ترین ،محکمترین ومهمترین ساختمانها ،مساجد،کلیساهاومعبدهاهستند.بخاطروجودمیارک ذات مقدس خداوندی وقرب به اوست که ماندگارمی شود،وهرچه خدائی باشد ماندگارتراست.

2-       قصدقربت عامل برکت درکارها:

     ازجمله چیزهائی که برکت می آورد ،قصدقربت است ،هرچیزکه دنیائی باشد پس ازمدتی ازبین می رود. اما اگردرکارها اخلاص باشد حتی اگردنیاراآبادکنیم اما هدف امان دنیانباشد وبالاتراز دنیافکرکنیم وبرای رضای خداباشد کارمان بابرکت وتوشه ی آخرت می شود.قرآن می فرماید:"خابَ الوافِدونَ عَلی غَیرِک"یعنی باختندآنهائی که باغیرتوتماس گرفتند.شهادت باعث برکت است .شهیدزنده است روزی می خورد،شاداست ،بهم بشارت می دهند این است برکت زندگی .آنچه ماراماندگارمی کند:1- نیت خدایی ست 2-شهادت درراه خداست 3- ایمان وتقوی است .تلاوت قرآن نیز عامل برکت است .

3-       عَدالت درزندگی ،عامل برکت :

      شکروعدالت ،برکت می آورد ،اگرشکرنعمت کنیم به عمربرکت داده می شود ونعمت رازیاد می کند. یکی از راههای شکرنعمت انفاق درراه خدااست ،دیگری عدالت است .افرادی که عادل هستندبرکت عمرشان زیاد می شود. اهل بیت هم باعث برکت هستند. اگرامام زمان «عج»نباشد، زمین روی پایش بند نمی شود .

4-       احترام به والدین بستربرکت درزندگی :

      پیامبرفرمود: هرکس ضمانت کند،که به پدرومادرش احترام کندوصله رحم کند ،من هم ضمانت می کنم که عمرش ،مالش ،ذریّه اش برکت داشته باشند،برای اینکه زندگی امان مبارک وبرکت داشته باشد به پدرومادر خود احسان کنیم .صله رحم ودید وبازدید باعث برکت عمر می شود.

     کشاورزی ودامداری هم برکت دارد ،برای موفق بودن درانجمن ها اعضاء هیأت امناباید درکنارافراد مسن جوانترهاهم باشند تافکریکدست ویکطورنباشد.

5-       دقت دراداره امور مساجد:

الف ) بین دونماز بیش از دو الی سه دقیقه نباید سخنرانی شود . ذکرتسبیحات حضرت زهرا(س)ثواب هزاررکعت نمازدارد،

ب ) صدای بلندگوهاکم باشد تاصداازمسجد بیرون نرود ،افرادی هستندکه اعصابشان ضعیف است وموجب آزارواذیّت آنان می شود.

ج )فعالیّتهای جانبی مثل استخاره بین دونماز انجام نشود ،مردم معطل می شوند،باید حقوق دیگران رعایت شود،اگرخانم خانه درخانه اش بترسد یاپدرویامادرش بخواهند پیش آنان باشند،اگرنمازش رادرخانه بخواند ثوابش بیشتر از مسجد است .حقوق افراد راباید رعایت کنیم. پیرمردهاباعث برکت هستند،حضور پیرمردهاوپیرزنهابه کاروزندگی برکت می دهد.

6-       نیت کارخیر،عامل برکت درزندگی :

      سلام کردن، نیّت کارنیک ودعاکردن ،باعث برکت می شود. خداوند قول داده است که اسلام کره زمین رافراخواهد گرفت .قرآن می فرماید: «لِیُظهِرَه ُعَلَی الدِینِ کُلِّه»خداخلف وعده نمی کند،هرچه نزدخدا،خودمان راکوچک بنمائیم وتضرع وزاری کنم بالاتر می رویم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرسشهاوپاسخهائی درباره ی پیامران (1)                        تاریخ پخش:20/05/1390

1-       تفاوتهای پیامبران بانوابغ ودانشمندان:

    آیاانبیاءنوابغ هستند؟ خیر حساب انبیاء بانوابغ جدا است . درانبیاء صفاتی : مانند اخلاص ،هدف برتر،عصمت ،علم غیب ،نیایش وعبادت است که درنوابغ نیست .

 نوابغ اختراع می کنند،کشف می کنند،ولی اخلاص ندارندیابرای مدال وشهرت است یااگرآدم خیلی خوبی باشند برای خدمت به جامعه است ،هدفش این نیست که حالاخداراضی باشد یانه. نوابق کارهائی که می کنندهدفشان این است که مردم زندگی بهتر وراحتی داشته باشند نه انسانی بهتر داشته باشند.انبیاءیک گناه درزندگی اشان نیست، واز آینده وگذشته خبردارند.ولی نوابغ خبرندارند.انبیاءنمازشب ،تهجُّدونیایش داشتند،ولی نوابغ اهل این حرفها نیستند. نوابغ کم کم نابغه می شوند. تمرین می کنند ،تجربه می کنند،تانبوغ پیداکنند وباتمرین وتحصیل رشد می کنند .انبیاءکم کم انبیاءنشدند. باتمرین وتحصیل وتجربه انبیاء نشدند،نابغه یک کاری که انجام می دهدنمی گوید بعد ازمن کسی نمی تواند انجام دهد. ولی پیغمبرکه معجزه می آورد می گوید هنچ کس دیگرمثل من نمی تواند انجام دهد.وتحدّی دارند.

2-       چرابه همه انسانها وحی نمی شود ؟:

     وحی به کسی نازل می شود که پاکی وصفای باطن داشته باشد.خداوند می فرماید: «اِن تَتّقُوااَللّهَ یَجعَل لَکُم فُرقانَاً»اگرتقوی داشته باشیددیدواقعی به شمامیدهم. دیدشماراعمیق می کنم وشماتیزبین می شوید .نوری به انسان می دهد که گول نخورد.حرص وطمع ،شهوت ،حسادت ،وخودبینی جلوعقل رامی گیرد. وبرانسان حاکم می شوندونمی گذارنددل باصفاداشته باشیم وبه همین خاطر به انسان وحی نمی شود .

3-       علم غیب پیامبران وامامان:

      درقرآن آمده است : "لایَعلَمُهااِلّاهُو"یعنی "علم غیب هیچ کس ندارد،جزاو"خداونداحدی رابه علم غیبش آگاه نمی کند ،جزکسی که از اوراضی باشد . ازقبیل پیامبر،امام واولیاء خدا. علم غیب ویژه که مخصوص خداست، وعلم غیب سطح پائین ترکه مخصوص رده پائین ترهامی باشد. انبیاء علم غیب دارنداماازطرف خداوند است .

 

4-       میزان استفاده پیامبران از علم غیب :

       پیامبران که علم غیب دارند حق استفاده ی شخصی ندارند ؛چون اگراستفاده می کردند،دیگربرای ماامام نبودند، باید تمام مشکلات را بچشندتابرای ماالگوی عملی باشند.

5-       پیامبران ومعصومین ازجنس بشرهستند،برای اینکه الگوی عملی باشند.

6-       موفقیت پیامبران درانجام رسالت الهی :

      همه پیامبران موفق بودند ولی عده ای ازمردم به آنها ایمان نیاوردند،چون نباید مردم به اجبارایمان بیاورند. پیامبرفقط تبلیغ می کند مسوول چیزدیگری نیستند. ازآنجائی که پیامبران گروهی رابه خوبی تربیت کردند می فهمیم که آنها موفق بوده اند .

7-       مقایسه مکاتب بشری بامکاتب الهی:

      مکاتب بشری از روی هوی وهوس حرف می زنند وقوانینی که وضع می کنند مرتب عوض می شود ونیاز به تجدید نظردارند.ولی مکاتب الهی توسط معصوم فرستاده شده است .وقوانین آن بعد از یکهزاروچهارصد سال هنوزعوض نشده چون خداوند خالق هستی است ومی داند که چه خلق کرده است. عالم به خلق است وسعادت وشقاوتش رامی داند.

 

 

 

 

 

 

 

 

پرسشهاوپاسخهائی درباره ی پیامران (2)                         تاریخ پخش:22/05/1390

1-       نیاز بشربه وحی الهی :

            ازیکصدوبیست وچهارهزارپیامبرنام بیست وپنچ پیامبردرقرآن آمده است .همه پیامبران دریک منطقه ی خاص نبوده اند. هر امتی یک پیامبری داشته است واین نشانه لطف ورحمت خداست .

      خداوندانسان را به حکمت خودخلق کردوچون ناقص العقل است نیاز به انبیاء دارد.اگرعقل انسان کامل بود هیچ وقت پشیمان نمی شد.به همین دلیل انسان نیازبه وحی دارد. انسان باید به  همه پیامبران ایمان داشته باشدواگربه یک پیامبرایمان بیاورید یعنی خداوند برای یک گوشه ای ،برای یک امت پیامبرفرستاده است .ایمان به یک پیغمبر یک جرقه است .وایمان به کل پیامبران یک جریان است .

2-       هدایت مردم ،سنت الهی :

      وجود نبوت یک قانون است وخدابرخود واجب کرده که برای هدایت مردم یک پیغمبربفرستد.هدایت خدا،لطف خداست به مردم .

3-       دلیل خاتمیت پیامبراسلام:

      ازآنجا که تورات وانجیل تحریف شده بود باید یک پیامبری می آمد وکتابی می آوردکه دست نخورده باشد . همچنین رشدمردم به جائی رسید که توسط ائمه وتوسط علمای ربانی وتربیت شدگان می توانستندازنقشه قرآن راه خودشان راپیداکنند.

4-       ازدواج های پیامبرپس ازحضرت خدیجه «س» :

پیامبرازروی هوس ازدواج نکرد،وتاپنجاه ودوسالگی یک همسرداشت ،وهمه درنه سال آخرواقع شد،دراین نه سال جنگهای متعددی صورت گرفت وزنان بیوه وفرزندان یتیم زیادشده بودند وپیامبرسرپرسی آنان رابعهده گرفت.

 

 

 

5-       پیامبرالگوی عملی دررسیدگی به بی سرپرستان :

      پیامبرعملاً،یاددادکه زنان بیوه هم باید باید سرپرست داشته باشندودرجامع تحقیرنشوند وبچه های مردان دیگرراهم درخانه سرسفره درکناربچه های خودتان بنشانید. درقدیم رسم عرب این بود که از دامادشان خیلی حمایت می کردند،پیامبراز قبیله های سرشناس زن می گرفت تاکاری به کارش نداشته باشند .پیامبراز یک قبیله دوتا زن نگرفت ودردوسال آخرکه مکه فتح شده بود ،وپایگاه اسلام قوی شده بود ونیاز به حمایت قبیله نداشت وبتهاراشکست وقدرتش تثبیت شدزن نگرفت. درثانی ازدواج متعدد قبیح نیست. اگرکسی عادل باشد چون تعدادزنان بیوه زیاد است ،آدمهائی که تقوی دارند توان جسمی ومالی دارند می توانند بااینها ازدواج کنند .

6-       احکام الهی درآیات قرآن وروایات معصومین«ع»:

      لازم نیست همه دستورات درقرآن نوشته شده باشد قرآن اصول کلی راگفته است . درقرآن یک آیه است که گفته : "وَماآتاکُمُ الرَّسُولَ فَخُذوه"«آنچه درقرآن نیست اگرپیامبرگفت ،انجام دهید» پیامبرهم فرموده است: "هرچه علی ابن       ابی طالب واهل بیت «ع» گفته اند انجام دهید . آن چیزهایئ که نه درقرآن است ونه پیامبرگفته دراجتهاد است که استنباط می شود . درزمان غیبت باید ببینم فقیه عادل چه می گوید.

7-       اعجازقرآن درقرن حاضر:

       ازآنجامی فهمیم قرآن معجزه است که هیچ کس نمی تواند مثل قرآن بیاورد .حتی سوره ای و یا آیه ای از قرآن ،واین معجزه ی قرن ماست.

 

 

 

ازدواج وتشکیل خانواده دراسلام                                           تاریخ پخش:23/05/1390

1-       دلیل ازدواج دراسلام وقرآن :

      چون اسلام دین فطری است طبیعت انسان نیاز به همسردارد،ودینی که مطابق بافطرت است باید ازدواج رااجازه بدهد . ازدواج باعث آرامش روح است ،برای حفظ دین ،اگراموری از مسیر طبیعی بازنشود از مسیرغیرطبیعی حل می شود پس باید ازدواج راراحت گرفت تاجوانان زود ازدواج کنند ودینشان کامل شود.

2-       ازدواج راه پیش گیری از گناه :

      اگربخواهیم گناه کم شود باید ازدواجها راآسان کنیم ،زن انسان راواداربه کارمی کند وغیرت کاری رابیشتر می کند .

3-       اهتمام جامعه ی اسلامی به ازدواج جوانان:

      دلسوزی ،یعنی خانواده هائی که دختر وپسرانشان ازدواج کرده اند سراغ بچه های همسایه وفامیل بروند وشرایط ازدواج آنان رافراهم کنند.

4-       برنامه اسلام برای آزادی بردگان:

     طرح اسلام این است که بردگان واسیران درخانه ها پخش شوند تاآنهاهم تربیت شوندوبه مرورآزادشوند ،بابردگان خوب رفتارشودتاتحقیر نشوند.

5-       ملاک های انتخاب همسر :

      اولین انتخاب ملاک همسر دینداری اوست ،بعد اخلاق نیکو،بعد اصالت خانوادگی ،وبعد از نظرفکری هم شأن و هم کفوباشند.پدراجازه ندارد همسررابه دخترش تحمیل کند.

6-       وعده خداوند به روزی همسران :

      هنگام ازدواج جوانان به مسائل مالی مانند خانه وماشین و....گیرندهیم رزق وروزی باخداست همه جوانان بعد از ازدواج وبچّه دارشدن وضع مالی آنهابهترمی شود ،حتی اگرفقیری به فقیرِدیگری کمک کند وضعش خوب می شود کسی که از ترس خرجی ازدواج نکند یعنی سوء ظن به خدا دارد.

7-       مراسم خواستگاری درقرآن:

        مراسم خواستگاری باید ساده باشد،جوانان برای خواستگاری رفتن سخت نگیرند،وبرای پذیرای هرچه ساده ترباشد بهتراست باید خانواده عروس به داماد سخت نگیرد ،هرطورکه برای داماد آسانتربود مراسم رابرگزارکنندچنین خانواده هایی صالح هستند.

ارزیابی وضعیت دینی فردوجامعه                              تاریخ پخش:24/05/1390

1-       نماز مردودومقبول:

      خداوند درقرآن می فرماید: ای کسانیکه ایمان آورده اید،ایمانتان راقوی تروعمیق ترکنیدودوروزتان مثل هم نباشد اگرباشد خسارت است . درکسب دانش هیچ وقت فارق التحصیل نمی شوید . دررشد باید پیشرفت کنید .قرآن می فرماید: اهل سهوهستند،نمازراضایع می کنند،نماز راخفیف وسبک می کنند ،به نماز اهانت می کنند ،گاهی می خوانند وگاهی نمی خوانند ،سرنماز حواسشان پرت است درذکرغافل هستند وبالباس کثیف نماز می خوانند. درحدیث داریم که نماز به افراد می گوید : "ضایع ام کردی ،خداضایع ات کند" چنین کسی از پولش واز عمرش خیری نخواهد دید.نمازهای مقبول نمازهائی مقبول اندکه آدم ها درنمازشان باخشوع وباتواضع باشند،نمازشان راترک نکنند،مواظب نمازشان باشند.نماز به این عده می گوید به من عزت دادی خدابه توعزّت بدهد.

2-       روزه های ظاهری وباطنی :

      وقتی روزه می گیریم باید پوست مغز ،فکر ،چشم ،زبان هم روزه باشد ویاد تشنگی وگرسنگی روز قیامت کنیم.

3-       رمضان ماه قرآن :

قرآن خوب وباترتیل بخوانیم ،دستورات آن رابکارببندیم ،وتدریس کنیم .

4-       مسجد ،وسیله هدایت جامعه :

      وضعیت مساجد دردوره آخرالزمان .مسجدها لوکس هستند ولی هدایت درآنها نیست ،مساجد گران قیمت می سازند اماحاضرنمی شوند برای سخنرائی دانشمندی درمسجد هزینه کنند.اگرمسجد خرابه باشد،اما یک دانشمند درآن نماز بخواند پرمی شود.واگر مسجد لوکس باشد اما پیش نمازش ضعیف باشد خلوت است. باید به مغز مسجد رسید نه ظاهر مسجد،عیبهای موجود درمساجد،درمساجدمعمولاًنماز صبح تعطیل ،نماز ظهرخلوت حلقات علمی نایاب ،تبعیض بین زن ومرد ،بچه وبزرگ پولداروفقیر است .بسته بودن درب مساجد درخیلی از اوقات ونداشتن نظافت مسجد درشأن مسجد.

 

 

5-       مسجدمحل تربیت پاکان:

      مسجدباید اینگونه باشد : «اَسَّسَ عَلَی التَقوی » یعنی اصل مسجد براساس تقوای باشد .وروی چشم هم چشمی نباشد .آدم های حسابی به مسجد بروند.«فیه رِجالٌ یُحِبُّونَ اَن یَتَطَّرُوا»درمسجدکسانی می آیندکه خواسته باشندتزکیه شوند ،رشدکنند. زنان ومردان بابهترین لباسهای معطر به مسجد بروند به قصد تربیت به مسجد بروند بچه ها راباخود ببرند. کسی پیش نماز شود که قرائتش بهتر باشد، باسوادتروباتقوی ترباشد.

6-       دوری از اسراف درمراسم مذهبی :

      مسجدرامحکم وبزرگ باید ساخت ،اماتجملات نداشته باشد از اسراف وتبذیر درمساجد ،مراسمها ،جلوگیری شودوطبق نظر اسلام رفتارشود .اسراف گناه کبیره است .گناه کبیره عادل رافاسق می کند .اسراف ،پرهزینگی ،تکلف،قومیت درمراسم ،چشم هم چشمی درعروسی ها ،اختلاط زن ومرد،غیبت ،متأسفانه اینهامراسم ماهستند. مراسم باید اینطور باشد اعتدال ،تعاون ،سادگی کم کردن توقعات ،صلح وصفا،پرهیز از گناه همه اینها درقرآن آمده است .

 

 

 

 

 

 

 

شیوه عبادت خدا                                                    تاریخ پخش:25/05/1390

1-       نقش بنی امیه درتاریخ اسلام :

اشعث یک دختر ویک پسرداشت دخترش امام حسن (ع)رابازهرشهیدکردوپسرش نیزامام حسین (ع)رادرکربلابه شهادت رساند.این خانواده از لقمه حرام ارتزاق نموده بودند ،ابوسفیان جدّاشعث بودکه جنگ احدراراه انداخت ودندان پیغمبرشکسته شد.زن ابوسفیان هند،سینه حمزه راشکافت وجگرش رادرآورد وگاز گرفت .پسرابوسفیان عید غدیررازیرپاگذاشت.

2-       فلسفه عبادت خدا :

الف ) خدابه مانعمتهای فراوانی داده است .اگرکسی یک دوربین عکاسی به مابدهد از اوتشکرمی کنیم ،حالایک جفت چشم جای تشکرندارد؟ "اَلَم نَجعَل لَهوعَینَین"

ب ) عبادت نیاز بشراست، کسی که از خداتشکرنکندازخلق خداهم تشکرنمی کند. وقتی درنماز می گوئیم الله اکبریعنی فقط بنده ی خداهستیم نه بنده شرق وغرب.

3-       هستی درحال بندگی خدا:

      کل هستی درحال عبادت خدااست قرآن می فرماید: "سَبَّحَ لِلّه مافی اَلسَماوات وَمافی الارض"آنچه درزمین وآسمان است سبحان الله می گویند. دربینش ما،جهان بینی مااین است که هستی درحال شعوروقنوت است.قرآن می فرماید: "کُلِّ لَهُ قانِتون"کل هستی درحال تواضع است. همه عالم تسلیم خداوند هستند.فقط یک گردن کلفت است این هم انسان ،که ازهمه محتاجتروازهمه نیز پرروتراست ،اماگردن کلفتی می کند.

4- توجه به آثارنماز وعبادات:

       همه کمالات راخدادرنماز جاسازی کرده است .مثل شیرمادر که یک غذای ساده اماکامل است و نیازهای نوزادراتأمین می کند.تمام نیازهای ما،درنماز جاسازی شده است . آثارنمازعبارتنداز: عدالت،پیش نمازباید عادل باشد . نظم ،صفهاباید منظم باشد حضوردصحنه،پرهیز ازقوم گرائی .

5-      چرانمازبخوانیم؟

      انسان موجودی عاطفی است .نماز دارای برکاتی است که انسان راازنظرعاطفی ارضاء می کند،باید عبادت کردتابه یقین برسیم؛ چون اسلام خواسته همه مسلمانان یک زبان مشترکی داشته باشند؛ عبادت ماباید مأمورانه باشد ،یعنی طبق امرباشد . آگاهانه باشد .قرآن می فرماید: "وَلاتَقرَبواالٌصَلاة وَاَنتُم سُکاری"هنگامی که مست هستید سرنماز نایستیدتابدانیدچه می گوئید.

6-      عبادت خالصانه ،عاشقانه وخاشعانه :

       نماز باید خالصانه باشد اگریک ذره اش برای غیرخداباشدنماز باطل است .نماز باید خاشعانه باشد قرآن می فرماید: "فی صَلاتِهِم خاشِعون"

7-      نمازنهی از منکراست :

      اگرنمازخالصانه وعاشقانه وخاشعانه باشد،جلو فحشاءومنکررا              می گیرد،نمی گوید نماز مانع فحشاومنکراست ودست وپای آدم راقفل می کند. می گوید انسان راازفحشاومنکربازمیدارد. نماز باعث می شود یک سری گناهان از ذهن آدمی پاک شود. هرکسی نمی تواند طبق میل خودش از خدا تشکرکند. دراین صورت خرافات به اسم عبادات وارد دین می شود .

8-      خطرخرافات وتفسیربه رأی :

      اگرهرکس هرطورکه دلش می خواهد عبادت کند ،راه خرافات بازمی شودوتفسیربه رأی می شود .تفسربه رأی حرام وخطرناک است .انسان باتفسربه رأی سلیقه شخصی خودراوارد آیات می کند .  

 

 

 

 

 

 

نمازمانع بروزخرافات درعبادت                               تاریخ پخش:26/05/1390

1-       یادخداوند درهنگام نماز:

      بعضی از جوان ها می گویندبه ماگیر ندهید که نماز بخوان ،ماخودمان یک جوری باخداکنار می آئیم. حال درجواب می گوییم مگراین نماز خواندن چقدروقت می گیرد.اگرهررکعت یک دقیقه طول بکشد درشبانه روز هفده دقیقه ماباید بااوحرف بزنیم .حال اگرباتعقیبات بخواهیم تقریباًنیم ساعت طول می کشد.که درطول شبانه روز می شود یک چهل وهشتم ،یعنی یک قسمت راگوش به حرف خدادهیم وچهل هشت قسمت دیگرهرطوردلمان می خواهد عمل کنیم .

2-       شکل نماز براساس حکمت الهی:

      نماز انسان را از فحشاومنکربازمی دارد. نماز خواندن براساس حکمت ومصلحت خداوند می باشد.آدمی صدها بار از کرده خود پشیمان می شود وباز هم می گوید خدایا اختیارم رابه دست خودم بده تاخودم تصمیم بگیرم ،اقتضای الهی حکم می کند که لحظاتی از شبانه روز رابااوگفتگوکنیم تااز اشتباهاتمان کم شود.

3-       نماز عامل نظم درانجام عبادات:

      ازآنجاکه همه نظم رادوست دارند،نمازبه مانظم می دهد وعامل نظم است. همه به یک سمت می ایستندجهت یکی،قبله یکی ،آغازوپایان هم یکی ،پس نمازبزرگترین عامل نظم درانجام عبادت است .

4-       نماز ،هدیه ای به محبوب :

      خداوند می گویند اگرمی خواهید ازمن تشکرکنید بهترین کارنمازخواندن است عبادتی بهتراز نماز نیست هم ارزان است ،هم پرمحتوی است، هم همراه باریتم ونظم ونشاط است وکسالت رااز بین می برد وعامل قرب به خداوند می شود.

5-       نمازوعبادت داروی غفلت :

      نمازوعبادت داروئی است که باعث می شود مااز خالق هستی غافل نشویم وزرق وبرق دنیاچشممان راکورنکند .خداوند نیاز به نماز ماندارد .اگرمانماز می خوانیم وعبادت می کنیم فقط بخاطرخودمان است تابه خدانزدیکترشده واز راه راست منحرف نشویم ،یاد خداآرامش بخش دلها است .

6-       شکر،رشد،اُنس ،وقرب درنماز:

      چهارنوع نماز داریم : 1- نماز شکر،چون خداوند به مانعمت داده ازاوتشکرمیکنیم 2- نماز رشد،نمازمی خوانیم تاروی فرم بیائیم 3- نماز انس ؛که یاد خدا آرام بخش دلها است 4- نماز قرب ؛که درراه خداسجده می کنیم .خداوند درقالب نماز به مافرم می دهد وخداوند نیازمند نمازوعبادات مانیست .

7-       تأثیرنمازبرزندگی فردی واجتماعی انسان:

     نماز برزندگی فردی واجتماعی انسان اثرمی گذارد واوراباجامعه هماهنگ می کند ،زکات دادن باعث می شود نمازمان قبول شود .یعنی به فکردیگر افراد جامعه هم هستیم ،هیچ اجتماعی مانند نماز ارزان ترنیست. خدای حکیم عبادتش هم حکیمانه است ومختص یک عده وگروه نیست باعبادت اوست که زندگی دارای معنی ومفهوم می شود .

8-       نگاه باز دردعابرای خودوجامعه:

     باید سعی کنیم دعای خودرابازکرده و بسط دهیم .نه اینکه فقط به خوددعاکنیم .باید ازبالابه پائین نگاه کنیم تادیدمان گسترده شود .دردعا از خدای بخواهیم هرچه برای خوبان عالم می خواهی برای ماهم بخواه. وقتی دعا اینگونه باشد ،یعنی همگانی باشد ،اجابتش هم زود ترخواهد بود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

-         حقوق خانواده دراسلام                                           تاریخ پخش:27/05/1390

1-      محبت واعتماد ،مبنای خانواده ی صالح:

      اساس خانواده برپنج چیزاستواراست : -ایمان - محبت - احترام -اعتماد - گذشت اگراین پنج چیزرارعایت کنیم بچه هایمان خوب تربیت می شوند ؛البته نباید تعصب داشته باشیم زیراتعصب یعنی یک دندگی روی فکروحرف غلط ،اما مقاومت یعنی یکدندگی براساس مکتب .

      خانواده ایده آل خانواده ای است که محبت واعتماد وگذشت درآن موج می زند. محبت باید متقابل باشد واظهاروآشکارگردد.محبت باید زبانی و عملی باشد و قلبی باشد،درخانواده باید نسبت به هم اعتماد وجود داشته باشد تاسوءظن ها ازبین برود ،درقرآن چهارنوع زن وشوهرداریم : 1- زن وشوهرهردودرخوبی هاهمفکرهستند2-زن وشوهرهردو دربدی هاهمفکرباشد3- مردخوب وزن بد 4- زن خوب ومرد بد

2-      مقدارمهریه درسخن پیشوایان دین :

دراسلام به  مهریه صداق گفته می شود که ازصداقت یعنی درستی وپاکی می آید. مهریه نرخ زن نیست .داماد به عروس می گوید شمارادوست دارم ،پس علامت صداقت است . امام علی (ع)می فرماید: "مهرزنهارابالانگیرید؛ مهربالاخوش عاقبت نیست .زیراخطرجداشدن بیشتراست .هرچه مهرسنگین ترباشداحتمال بوجودآمدن اختلاف وجدائی بیشتر می شود .

3-      اداره وسرپرستی خانواده توسط مردان:

      قرآن می فرماید سرپرستی خانواده باید به عهده مردباشد .یعنی مردبرزن حکومت دارد.چراکه حکومت قلدری وقاطعیت وتلاش می خواهد .زن ومرد دوموجودی اندکه برای دوکارساخته شده اند ،وقتی گفته می شود مردحکومت دارد به این معنی نیست که ظلم کند زیرازوربد نیست اما ظلم بداست .خرج خانواده برعهده مرداست .هم حکومت خانه وهم خرج خانه بعهده مرد می باشد.

 

 

4-      حکومت، حق مرد است، نه تحکم :

      مردحق حکومت دارد ولی حق تحکم ندارد ،امرونهی باید عاقلانه باشد بین حکومت وتحکم فرق است .حکومت یعنی بیان بااستدلال، اما تحکم یعنی بیان بازورگوئی ،مردخانه باید بامنطق حرف بزند واز زور خودبرای ظلم کردن استفاده نکند.

5-      توجه اسلام به آرایش وآرایستگی :

      زن ذاتاًدوست داردآرایش کند اما بعضی هازیاد ازحد سخت می گیرند واین گیردادن به آرایش حلال ممکن است جوانها رابه سمت آرایش حرام بکشاند. اسلام به ماآزادی داده است .آگرمابه حلالها قناعت کنیم همه مردم مامسلمان می شوند.

6-      مراعات حال مردم درمراسم مذهبی:

      درمراسم های مذهبی باید مراعات حال مردم رابکنیم پشت سرهم دعاومداحی وسخنرانی نکنیم، مردم خسته می شوند وشاید عده ای از مسجد ومنبر ودعا گریزان شوند .باندانم کاری عده ای اندک ،تعداد زیادی از این مراسم ها رویگردان شده ودرآن شرکت نمی کنند ،باید یک سری آداب ورسوم غلط راکه شایعه است ازبین ببریم .

7-      توجه به دستورات دین ،نه سلیقه های شخصی :

      اگرانسان به دستورات دین توجه وبه آن عمل کندهیچ مشکلی درزندگی برایش پیش نمی آید اما وقتی پای سلیقه شخصی به میان آمد سختی ها ومشکلات آشکارشده واختلافات شروع می شود ،قرآن می فرماید: "همسرمانند لباس هست "یعنی زن ومرد بایدعیبهای هم رابپوشانندتاردزندگی آسایش وآرامش داشته باشند ،اگراینگونه باشد هرمشکلی به آسانی حل می شود.

8-      همکاری زن ومرددرامورخانه:

       پیامبرگرامی می فرماید: مردی که درخانه کمک کندبه عددهرموئی که دربدنش باشد ثواب می برد حتی ثواب مکه وشهید به او می دهند،واگرمردگرفتارباشد وزن کمکش کند باز همان ثواب برای او می نویسند دین اسلام به همکاری زن ومرد اهمیت زیادی داده است وخواسته که همسران یارویاوریکدیگرباشند ومشکلات زندگی راباهم برطرف نمایند.

ولایت امیرالمومنین (ع)درقرآن                                           تاریخ پخش:29/05/1390

1-      ماجرای انگشتردادن به فقیردرنماز:

     وقتی فقیری درمسجدپیامبر،آمدوکمک خواست وکسی به اوکمک نکرد ناراحت شدوناله زد.حضرت علی (ع)که درنمازبود ،انگشترخودرابه فقیرداد .درهمین حال آیه ولایت نازل شد.فقط خداورسول اووکسی که ایمان دارد واقامه نماز می کند وزکات می دهد درحالی که دررکوع است برشماولایت دارد.

2-      برائت ازدشمنان ،ولایتِ اولیاء ِخدا:

      اسلام به مامی گوید :یهود ونصاری راسرپرست خود قرارندهید،زیراهرکس تسلیم حکومت آنها شود وولایت واطاعت آنها رابپذیردمسلمان نیست.مسلمان باید درمقابل کفروانحراف غیرت دینی داشته باشد. قران می فرماید: "ولی شما نمی گوید اولیای شما"پس ولایت امیرالمومنین همان ولایت رسول است .وروح ولایت پیامبروعلی (ع)همان شعاع ولایت خداوند است ،وقتی مامی گوئیم ولایت فقیه، همان شعاع ولایت حضرت مهدی «عج» است .یعنی ولایت فقیه فتوکپی ولایت امام عصر می باشد.

3-      تعجیل دررسیدگی به نیازمندان:

      باید دررسیدگی به فقراعجله کرد.امام علی علیه السلام مشغول نماز بود ،اما عجله کردودرحین نماز انگشتر خودرابه فقیر داد ،این به ما می رساند که برای رسیدگی به نیازمندان نباید وقت راتلف کرد. پیامبراز شخصی پرسید :زکاتت راچه می کنی ؟گفت: "می برم خانه ،وفقراءمی آیندوبه آنهامی دهم "حضرت فرمود: "کارت اشتباه است ،توباید بروی وبه فقراکمک کنی نه اینکه آنهادرب خانه ات رابزنند"این یعنی درکمک به نیازمندان باید  شتاب وعجله کرد.

4-      نمازوزکات، دو عبادت همراه:

     رابطه باخداجدای رابطه باخلق نیست ،رابطه باخدا یعنی ،نماز خواندن ورابطه باخلق یعنی، زکات دادن. توجه به خلق برای خدادرحال نماز بااقامه نماز منافات ندارد،این دوعبادت بزرگ درکنارهم قراردارند .کسی که نسبت به فقراءبی تفاوت باشد ،نمی تواندرهبرباشد ؛ولی وسرپرست وصاحب اختیارکسی است که به فقراء توجه داشته باشد.

5-      معنی درست توحید وشرک :

      ایرادی که وهابی ها می گیرنداین است که می گویند: "شماباید یاالله بگوئید نه یاحسین ویافاطمه ،زیراائمه اطهاردربرابرخدای هستند وشرک است ولی مامعتقدهستیم که ولایت خداوند ورسول وامام درطول هم قراردارند نه دربرابریکدیگر .توحید واقعی یعنی درهمین حال که خداولی ماست رسول او وامام علی علیه السلام ولی ماهستند،مانندکلیدی که دردست ماست ودررابازمی کند،درست است که کلید درب راباز کردامابدون دراختیاربودن دست ،کلید نمی تواند کاری انجام دهد باید دست دراختیارانسان باشدتاکلید هم درب راباز کند.

6-      رعایت اولویت درانجام مستحبات :

      مسجد فقط جای نماز نیست ،جای کمک وحل مشکلات مردم هم می باشد، باید از کارهای جزئی استفاده کلی نمود. مقدارکمک مهم نیست، اصل کمک مهم است ،درانجام مستحبات اگرانسان مستحب مهمتری رادید باید از مستحبات غیرمهم صرف نظر کند،این یعنی اولویت بندی درمستحبات هرچه درجه کارمستجبات بالاترباشد ثواب واجرآن نیز چندبرابرخواهد بود. امام صادق (ع)می فرمایند: "اگرمشکل مردم راحل نمائی ،بهتراست از طواف وطواف و...وتاده مرتبه شمرد "یعنی اینقدرمهم است تاکارمردم راانجام دهی وثوابی به اندازه ده طواف خانه خدای ببری .

 

 

                                                                     

 

 

خلاصه نویسی

برنامه ی درسهائی ازقرآن

 

 

 

آموزگار کلاس اول مدرسه شهید پندی تهران

 

مسیح اقلید رمضان 1390

 

 

 

 

 

 

    

     

 

 

 

 

                                                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت   توسط مسیح اقلید  |