شخصی

مبارک باد  مبارک باد  مبارک باد...

میلاد با سعادت آخرین پیامبر حضرت محمد«ص»

ومیلات باسعادت حضرت امام جعفرصادق «ع»

« طلوع محمد«ص» »

زمین وآسمان مکّه آنشب نورباران بود

وموج عِطرگُل درپَرنیانِ بادمی پیچید

امیدزندگی درجانِ موجودات می جوشید

هوا آغشته با عِطرِشفابخشِ بهاران بود

***

شبی مرموز و رؤیائی

بشهرِمکِّه، مَهدِ پاکجانان  ،دخترِمهتاب می خندید

شبانگه ساحتِ "اُمُّ القُری"درخواب می خندید

زباغِ آسمانِ نیلگونِ صاف و مهتابی

دَمادَم بس ستاره می شکفت وآسمان پولک نشان می شد

صدای حمدوتهلیلِ شباویزانِ خوش آهنگ

بسوی کهکشان می شد

***

دلِ سیّاره هادرآسمان حال تپیدن داشت

ودستِ باغبانِ آفرینش درچنان حالت

سرِگُل آفریدن داشت

ولی،گُل نَه ستاره بود جای گُل

شگفتی خانه"اُمُّ القُری"درانتظارِ رویدادی بود

شبِ جهل و ستم کاری

به امیدِطلوع بامدادی بود

***

سراسر،دستگاهِ آفرینش اِضطرابی داشت

ونبضِ کائنات از انتظاری دَم بِدَم می زد

***

همه سیّاره هادرگوشِ هم آهسته می گفتند:

که امشب نیمه شب خورشید می تابد

زشرقِ آفرینش اختری امید می تابد

درآن حال آمنه درعالمِ سرگشتگی می دید

به بامِ خانه اش بس آبشارِ نور می بارد

وهردم یک ستاره درسرایش می چکد رنگین ونورانی

وزین قدرت نمائی ها نصیبِ او

شگفتی بودوحیرانی

***

درآن دَم مرغکی را دیدباپرهای یاقوتی

ومنقاری زُمُرّدفام

که سویش پَرکشید از بام

و در صحنِ سرا پَر زد

وپَرهای پَرندین را به پهلویِ زنِ درد آشنا سائید

بناگَه دردِ او آرام شد، آرام

به کوتَه لحظه ای گرداند، سر را، آمنه، با هاله ای امید

تَنش نیرو گرفت و در دلش نورِخدا تابید

چو دید آن حاصلِ کَون و مکان و لطفِ سَرمَدرا

دوچِشمَش برق زد تا دید رُخشان چهره ی احمد«ص» را

***

شَنید از هرکَران عِطرِ دِلاویزِ محمد«ص» را

سپس بشنیداین گفتارِوحی آمیز را

اَلا،ای آمنه ای، مادرِ پیغمبرِخاتم

سَرایت خانه ی توحیدِ ما باد و مَشید باد

سعادت همره جان ِتو و جانِ محمد«ص» باد

***

بِدو بخشیده ایم ای، آمنه ای ،مادرِ تقوا

صدای دلکشِ داوود و حُبِّ دانیال و عِصمت یحیی

بفرزندِ توبخشیدیم

کردارِ خلیل و قولِ اسماعیل و حُسنِ چِهره ی یوسف

شَکِیبِ مُوسیِ عُمران و ز ُهد و عِفتِ عیسی

بدو دادیم خُلقِ آدم و نیروی نوح و طاعتِ یونس

وقار و صولتِ الیاس و صبرِ بی حَدّ اَیوب

***

بُوَد فرزندِ تو یکتا،بُوَد دلبندِتو محبوب

سراسر پاک ، سراپا خوب

***

دوگوشِ آمنه بر وَحیِ ذاتِ پاکِ سَرمَدبود

دو چِشمِ آمنه درچِشمِ رَخشانِ محمد«ص» بود

که ناگه دید رویِ دخترانی آسمانی

بدستِ این یکی اِبریقِ سیمین درکفِ آن دیگری طَشتِ زُمُرُّد بود

دِگَر حوری پَرَندی چون گُلِ مَهتاب در کف داشت

محمد«ص»را چو مرواریدِ غَلتان شستشو دادند

بنامِ پاکِ یزدان بوسه ها بر روی او دادند

سپس از آستین کردند بیرون، دستِ قدرت را

زدند ازسویِ درگاهِ خداوندی

میان ِ شانه های حَضرتَش مُهرِنَبُوَّت را

سپس درپرنیانی نُقرِه گون آرام پیچیدند

و زآنجا آسمانی دختران برعَرش کوچیدند.

***

همان شب، قِصِّه پردازانِ ایرانی خبردادند

که آمد،تَکسَواری درمدائن سویِ نُوشرَوان

وگفت:"ای پادشه!آتشکده ی آذرگُشَسبِ ما

که صدها سال روشن بود

هم امشب ناگهان خاموش شدخاموش"

به یثرب یک یهودی برفرازِ قلعه ای فریاد را سرداد:

"که امشب اَختری تابنده پیدا شد

و این نَجمِ دُرَخشان اَخترِ عبدالله

نَوِینِ پیغمبرِ خداوندست

و انسانی کرامندست"

***

یکی، مردِعرب ،امّا، بیابان گرد و صحرائی

قدم بگذاشت، در"اُمُّ القُری"و این شعر را برخواند:

"که ای یاران، مگر دیشب، بخوابِ مرگ پیوستید!؟"

چه کس دید از شما، آن روشنانِ آسمانی را؟

که دید از مَکَّیّان، آن ماهتاب پرنیانی را؟

***

زمین وآسمان مکّه دیشب نورباران بود

هوا آغشته با عِطرِشفابخش بهاران بود

***

بیابان بود و تنهائی و من دیدم:

"که از هر سو ستاره در زمینِ ما فرود آمد"

به چِشمِ خویش دیدم:" ماه را از جای خود کندند

ز هر سو در بیابان عِطرِمِشک و بویِ عُود آمد"

بیابان بود و من، امّا چه مهتاب دلارائی!

بیابان بود و من امّا چه اَخترهای زیبائی!

بیابان رازها دارد

ولی ،در شهر آن اسرار پیدا نیست !

بیابان نقش ها دارد

که در شهر آشکارا نیست!

***

کجا بودید! ای یاران؟

که دیشب آسمانیها زمینِ مَکّه را کردند گُلباران

ولی گُل نَه! ستاره بود جای گُل!

***

زمین وآسمان مکّه دیشب نور باران بود

هوا آغشته با عِطرِشفابخش  بهاران بود

***

به شِعرِ آن عَرَب مردم همه حالِ عَجَب دیدند

به آهنگِ عرب این شعر را خواندند و رقصیدند:

کجائی! ای عرب! ای ساربانِ پیرِصحرائی؟

کجائی! ای بیابانگَردِ  روشن رأیِ  بَطحائی ؟

که اینک، بر فَرازِ چَرخ یابی، نامِ احمد«ص»را

و در هر مُوج بینی، اوجِ ،گُلبانگِ محمد«ص»را

محمد«ص»  زنده و جاوید خواهد ماند

محمد«ص»  تا اَبَد  ،تابنده، چون خورشید خواهد ماند

جهانی نیک می داند

که نامی همچو  نامِ پاکِ پیغمبر مُـؤَیَّـد نیست

و مردی زیرِ این سبز آسمان  هَمتایِ احمد«ص»نیست

***

محمد«ص»زنده و جاوید خواهد ماند

محمد«ص»تابنده، چون خورشید  خواهدماند

***

زمین،ویرانه باد و سرنگون باد،آسمانِ پیر

اگربینم که روزی درجهان نامِ محمد«ص»نیست

***   *** 

      آتشکده:پرستشگاه زرتشتیان درایران باستان آدم:نخستین بشری که خداوند اورا از خاک آفریدآذرگُشَسب:نام یکی از سه آتشکده بزرگ ومعروف ساسانیان درشیزآذربایجان آمنه:ازنامهای زنان عرب، نام  مادرحضرت رسول «ص»ابراهیم:. «ع» که خداوند اورابه شدت آزمود وبابتها به مبارزه پرداخت اورادرآتش افکندندآتش سردشداِبریق: کوزه ،ظرف سفالین لوله داربا دسته برای  آب.اختر:ستاره بخت واقبال،بهمعنی علم،رایت ،درخش اسرار:رازها   اسماعیل:بزرگترین فرزندابراهیم«ع» وی دین خدای حقیقی رابرپاکردوآئین اجتمائی خوبی رواج داد.الیاس:درمیان قومی مبعوث شدکه دین حضرت موسی رابه انحراف کشانیده بودندپیامبرعبرانی است ام القری:مکه معظمهایوب:ازنسل ابراهیم مادرش اولاد لوط پیامبر خدابه وی80سال عمردادآرامگاهش درعمان است بطحائی:وادی مکه محلی نزدیک مکه پرند:ابریشم حریر پارچه ابریشمی، ساده پرنیان:پارچه ابریشمی گل دار،زیباولطیف.تهلیل:تسبیح کردن ولااله الا الله گفتن.چرخ: آسمان ،فلک ،گردون ،روزگار،عصروزمانه حُبِّ:دوست داشتن،وعلاقه حُسن:نیکوشدن،جمال-حوری: سیه چشم ،کسی که دارای چشم زیبا باشد،زن بسیارزیبا یازن زیبای بهشتی.خلق:خوبی ،طبق،سجیه ،عادت خلیل: دوست مهربانویکدل ،دوست ویژه دوست صادق خلیل الله لقب حضرت ابراهیم.دانیال: ازپیامبران بنی اسرائیل ومورد توجه کورش هخامنشی بوده مقبره اش درشوش از نسل داوودداوود:پیغمبروپادشاه بنی اسرائیل ،زره داوود لحن وصدای داووددُرخشان:درخشنده روشنی دهند،روشن تابان ورخشان دلارامی:دل آرام،آرامش ،آرامش دهنده دل دلاویز:کسی یاچیزی که دل به اومایل وراغب شود،دلپسندرَخشان:روشنی ،پرتو،شعاع ،درخشندگی ،انعکاس نورروشن رأی:روشن فکر،آنکه دارای عزموتدبیرواندیشه روشن است.زمرد:یکی از اقسام آلومین به رنگ سبز گرانبها درجواهرسازی بکارمی رودوقیمتی،زهد:بی اعتنائی، به دنیا ساحت:فضای خانه حیات  ساربان:شتربان نگهبانشترسَرمَد:همیشگی سیمین:سفید وبرنگ نقره شباویزان:پرنده ای که هنگام شب باچنگالهایش خودرااز شاخ درخت اویزان می کند مرغ حق شَکِیب:صبروآرام صحن سرا:وسط،حیاتصولت:برجستنوحمله،بدن،قدرت،هیبت،قهر،غلبه،حمله،درجنگ اعت:فرمانبرداری ،بندگی ،عبادت عصمت:بی گناه عیسی:از پیامبران اولوالعزم وصاحبت انجیل فرزند مریم ع مردگان رازنده پیامبرصلح ورحمت فام:پساوندی که در آخر برخی کلمات می آید ومعنی رنگ وگون وگونه می دهد.فراز:بلندی  قله:سرکوه قول:گفتارکائنات:موجودات هستی درعالم کرامند:باقدروقیمت ومهم کران:کنار،کناره ساحل دریا کون:بودن،پدید آمدن ونیز بمعنی هستی عام وجود.مُؤیَّد:تأییدشده،نیروداده شده مدائن:شهرها،نام شهرقدیمی تیسفون.مَشک:ماده خوشبوئی که درناف آهوی مشک ختن تولیدمی شودمکیان:ازمردم مکه شهری درعربستان موسی عمران:سده 13قوم. کتاب تورات همسخن خدا مهتاب:تابش ماه ،روشنائی ماه نجم:ستاره ،کوکب نوح:نخستین پیامبراوالوالعزم خدا اورا باشریقت مبعوث فرمودو1000سال عمرکرد.نوشروان:خسروانوشیروان ازدودمان ساسانیان بزرگترین پادشاه ایران 50 سال پادشاهی از 531-79م نَوین:نو ،تازه، وقار: بردبارشده ،آهستگی : بردباری   همتا:همانندیاقوتی:نوعی سنگ گران بها به رنگسرخ وزرد وکبود الماس ازبهترین احجارکریمه یحیی:فرزندحضرت زکریا از پیامبران بنی اسرائیل یکتا:تنها،یگانه،بی همتا،بی مانند،بی نظیر.یوسف:فرزندیعقوب«ع»اهل کنعان بااراده خدا عزیزمصرشدیونس:سی سال قوم خودرابه ایمان دعوت کرد کسی ایمان نیاورد مگردو نفر یکی ملیخا 3روزدرماهی یهودی:واحد یهود یک تن از یهود ،جهودوکلیمی ،پیرودین حضرت موسی «ع»

برای شادی روح مرحوم مهدی سهیلی سراینده این شعرصلوات

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت   توسط مسیح اقلید  |